محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

129

الحياة ( فارسي )

گسترش آن در ميان ديگران - به صورتى كه در جانها راه پيدا كند و در محيطهاى گوناگون نفوذ يابد - ميسّر نيست . بنا بر اين ، بايد اسلام ( پيش از پرداختن به مردمان ديگر ) ، در حوزهء خود مسلمانان حفظ شود و نفوذ خويش را بگسترد ، بويژه در ميان آگاهان و جوانان و سختى كشان و محرومان بىپناه ؛ با توجّه به اينكه تكاثر مالى و اتراف معيشتى ، موجوديّت اعتقادى و جهتگيريهاى اسلامى اينان را در معرض تهديد قرار داده است . انسانگرايى دين در آنچه پيشتر گذشت ، به اين مطلب اشاره كرديم كه دين خدايى اسلام ، دينى انسانى و مردمى همگانى است ، و راهنمايان اين دين شأن انسان را بالا برده‌اند و كرامت او را فرياد كرده‌اند ، و به حمايت از توده ها برخاسته‌اند ؛ و با فقيران و نيازمندان نشست و برخاست مىكرده‌اند ، و زاد و توشه و هيزم و چيزهاى ديگر را شبانه - بر روى دوشهاى خود - به خانه هاى بينوايان مىبرده‌اند ، ليكن متكاثران و اشراف و مترفان داراى رفتارى بر خلاف اين بوده‌اند . و اين اختلاف از مهمترين انگيزه هاى پيدايش تضاد و قطع رابطه ميان دين و اينان بوده است . اسلام كاستن حق هيچ انسانى را روا نمىدارد ، و تحقير شخص يا طايفه اى را جايز نمىشمارد . ( 1 ) مردمان در نظر اسلام يا برادران دينيند يا برابران نوعى ( إمّا أخ لك في الدّين ، و إمّا نظير لك في الخلق ) - چنان كه در عهدنامهء معروف امام على بن ابى طالب « ع » براى مالك اشتر نخعى به همين گونه آمده است « 1 » - پس اسلام براى زندگى با مردم و رفتار با آنان و دفاع از مردم و حقوق مردم دو ملاك در اختيار ما قرار مىدهد ، كه يكى ملاك

--> « 1 » « نهج البلاغه » / 993 ؛ « عبده » 3 / 93 .